صفحه ۱۳۸

نوزادان ۶ ماهه می‌توانند بین لحن صدایی که حاکی از تأیید یا حاکی از بازداری است، فرق قایل شوند. آنها در مقابل لحن تأییدکننده نسبت به لحن بازدارنده بیشتر لبخند می‌زنند (حتی در مقابل زبان‌هایی غیر از زبان مادری خودشان). بنابراین به نظر می‌رسد که نوزادان می‌توانند معانی مهم حرف‌هایی را که در اطراف خود می‌شنوند استخراج کنند.

طعم و بو

نوزادان، تقریباً بلافاصله بعد از تولد می‌توانند مزه‌های مختلف را تشخیص دهند. آنها مایعات شیرین را به مایعات شور، تلخ، ترش یا بدون طعم ترجیح می‌دهند. واکنشی که نشان می‌دهد کودک از مایع شیرین خوشش آمده عبارت است از یک قیافه آرام و حاکی از رضایت، لبخند کوچک بر لب و گاهی لیسیدن لب‌ها.

واکنش به مزه‌ها:
  • مزه ترش: کودک لب‌هایش را جمع می‌کند و به دماغش چین می‌اندازد.
  • مزه تلخ: دهان نوزاد باز می‌شود، گوشه لب‌ها پایین می‌رود و زبان بیرون می‌آید (نشانه انزجار).

نوزادان می‌توانند بوهای مختلف را تشخیص دهند. آنها سر خود را به طرف بوهای شیرین بر می‌گردانند و سرعت ضربان قلب و تنفسشان کاهش می‌یابد (نشانه توجه). بوهای بد مثل آمونیاک یا تخم‌مرغ گندیده باعث می‌شود چهره خود را برگردانند.

نوزادان می‌توانند تفاوت‌های کوچک بوها را متوجه شوند. تنها بعد از چند روز شیر خوردن، وقتی دو پارچه آغشته به شیر مادر خودشان و شیر مادر دیگری به آنها نشان داده می‌شود، همیشه سر خود را به طرف پارچه آغشته به شیر مادر خودشان بر می‌گردانند. (این توانایی در کودکانی که شیر خشک می‌خورند دیده نمی‌شود).

صفحه ۱۳۹
[Image of baby reacting to lemon taste]

واکنش نوزاد به مزه ترش یا تلخ. این قیافه‌ها در همه بچه‌های دنیا یکسان است.

یادگیری و حافظه

زمانی تصور می‌شد که نوزادان نه یاد می‌گیرند و نه چیزی به خاطر می‌آورند. اما تحقیقات خلاف این را ثابت کرد.

آزمایش یادگیری شرطی:

نوزادان چند ساعته یاد گرفتند که با شنیدن صدای بوق سرشان را به راست و با شنیدن صدای زنگ به چپ برگردانند تا مایع شیرین دریافت کنند. جالب اینکه وقتی محققان قانون را عوض کردند (بوق=چپ، زنگ=راست)، نوزادان به سرعت قانون جدید را یاد گرفتند.

آزمایش موبایل (Mobile): نوزادان ۳ ماهه حافظه خوبی دارند. وقتی روبانی به پای نوزاد بسته می‌شود که به آویز بالای تخت (موبایل) وصل است، نوزاد سریعاً کشف می‌کند که کدام پا باعث حرکت موبایل می‌شود. بعد از چند روز، نوزادان به یاد می‌آورند که کدام پا را باید تکان دهند. اگر چند هفته فاصله بیفتد فراموش می‌کنند، اما با یک "یادآوری" (حرکت دادن موبایل توسط محقق)، دوباره به یاد می‌آورند.

صفحه ۱۴۰
[Image of mobile kicking experiment memory]

تصویر ۴-۳: تحقیق درباره حافظه نوزادان. نوزاد ۳ ماهه یاد می‌گیرد با لگد زدن موبایل را حرکت دهد.

جالب‌تر اینکه نوزادان چیزهایی را که پیش از تولد (در رحم) حس کرده‌اند به یاد می‌آورند. نوزادان صدای انسان را به سایر صداها و صدای زنانه را به مردانه ترجیح می‌دهند. همچنین صدای مادر خود را به صدای زنان دیگر ترجیح می‌دهند (اما صدای پدر را به مردان دیگر ترجیح نمی‌دهند، چون صدای مادر را از درون رحم شنیده‌اند).

آزمایش "گربه کلاه‌به‌سر" (The Cat in the Hat):

مادران باردار در ۶ هفته آخر حاملگی هر روز کتاب داستان "گربه کلاه‌به‌سر" (دکتر سوس) را بلند می‌خواندند. برخی دیگر داستانی متفاوت با وزن متفاوت می‌خواندند ("سگ در مه").
بعد از تولد، به نوزادان پستانک‌هایی داده شد که با مکیدن آن می‌توانستند صدای ضبط شده داستان را بشنوند. نوزادان الگوی مکیدن خود را طوری تنظیم می‌کردند که داستان آشنا (همانی که در رحم شنیده بودند) پخش شود.

به طور خلاصه تحقیقات نشان می‌دهند که نوزادان دنیا را مبهم نمی‌بینند و با لوح سفید وارد دنیا نمی‌شوند. نوزادان با تجهیزات کامل و آماده برای ادراک و یادگیری به دنیا می‌آیند.

صفحه ۱۴۱

رشد ذهنی در کودکی

اکثر والدین از تغییرات ذهنی کودکان آگاهند اما نمی‌توانند ماهیت آن را توصیف کنند. یکی از روان‌شناسانی که پس از سال‌ها هنوز عقایدش مورد بحث است، ژان پیاژه (Jean Piaget) است.

قبل از پیاژه، روان‌شناسان دو رویکرد داشتند: یا طرفدار طبیعت (رشد سرشتی) بودند یا تربیت (محیط). پیاژه روی تعامل رشد فیزیکی و محیط تأکید داشت. او کودکان را "دانشمندان کنجکاو" می‌دانست.

نظریه ویگوتسکی (Vygotsky):

در کنار پیاژه، به نظریه روان‌شناس روس، ویگوتسکی نیز اشاره خواهیم کرد که بر نقش اجتماع و فرهنگ تأکید داشت.

صفحه ۱۴۲

نظریه رشد مرحله‌ای پیاژه

پیاژه با مشاهده فرزندان خود و کار در آزمایشگاه آلفرد بینه (تست هوش) متوجه شد که کودکان در سنین مختلف اشتباهات مشابهی می‌کنند. او معتقد بود کودک در فرایند رشد یک شرکت‌کننده فعال است.

مفاهیم کلیدی پیاژه:
  • طرحواره (Schema): یک نظریه یا مدل ذهنی درباره اینکه اشیا و رویدادها چگونه عمل می‌کنند (نقشه ذهنی).
  • جذب (Assimilation): درک اشیا و رویدادهای جدید بر اساس طرحواره‌های موجود (تفسیر دنیا با دانسته‌های قبلی).
  • انطباق (Accommodation): تغییر دادن طرحواره برای اینکه اطلاعات جدید در آن جا شود (تغییر ذهنیت برای سازگاری با واقعیت).

مثال: کودکی که طرحواره‌اش از "آتش‌نشان" مردی با یونیفرم است، ابتدا قبول نمی‌کند زن‌ها آتش‌نشان باشند (چون جذب نمی‌شود). اما وقتی یک زن آتش‌نشان را می‌بیند، طرحواره خود را تغییر می‌دهد (انطباق) تا زنان را هم شامل شود.

پیاژه رشد ذهنی را به ۴ مرحله عمده تقسیم کرد که از لحاظ کیفی با هم متفاوتند:

  1. حسی - حرکتی
  2. پیش - عملیاتی
  3. عملیات عینی
  4. عملیات صوری
صفحه ۱۴۳

۱. مرحله حسی - حرکتی (Sensorimotor Stage)

از تولد تا ۲ سالگی. در این مرحله نوزادان مشغول کشف روابط بین اعمال و پیامدها هستند (مثلاً: اگر دستم را دراز کنم، به اسباب‌بازی می‌رسم). آنها متوجه می‌شوند که وجودی مستقل دارند.

کشف مهم: پایداری اشیا (Object Permanence)

پایداری اشیا یعنی درک اینکه یک شیء حتی اگر دیده نشود، وجود دارد.
- زیر ۸ ماه: اگر روی اسباب‌بازی پارچه بیندازید، کودک تلاشی برای پیدا کردنش نمی‌کند (انگار وجود ندارد).
- ۱۰ ماهگی: کودک اسباب‌بازی پنهان شده را جستجو می‌کند.

البته حتی در ۱۰ ماهگی هم مهارت کامل نیست. اگر شیء را جلوی چشم کودک از جای A به جای B ببرید، کودک باز هم در جای A (جایی که قبلاً پیدا کرده بود) دنبالش می‌گردد! تنها حدود ۱ سالگی است که در جای آخر جستجو می‌کند.

صفحه ۱۴۴
جدول مرور مفاهیم: مراحل رشد پیاژه
حسی - حرکتی
(تولد تا ۲ سالگی)
کودک متوجه می‌شود موجودی مستقل است. یاد می‌گیرد با قصد و نیت عمل کند (مثلاً جغجغه را تکان دهد تا صدا دهد). مفهوم پایداری اشیا شکل می‌گیرد.
پیش - عملیاتی
(۲ تا ۷ سالگی)
استفاده از زبان و نمادها. تفکر هنوز خود-محور است (نمی‌تواند جای دیگران باشد). طبقه‌بندی اشیا فقط بر اساس یک ویژگی (مثلاً فقط رنگ) انجام می‌شود.
عملیات عینی
(۷ تا ۱۱ سالگی)
تفکر منطقی درباره اشیاء و رویدادهای عینی. درک مفهوم نگهداری ذهنی (تعداد در ۶ سالگی، حجم در ۷ سالگی، وزن در ۹ سالگی). طبقه‌بندی بر اساس چند ویژگی.
عملیات صوری
(۱۱ سالگی به بعد)
تفکر منطقی درباره موضوعات انتزاعی و فرضی. آزمایش سیستماتیک فرضیه‌ها. علاقه به مسائل آینده و ایدئولوژیک.

۲. مرحله پیش - عملیاتی (Preoperational Stage)

از ۲ تا ۷ سالگی. کودکان استفاده از سمبل‌ها (Symbols) را شروع می‌کنند (کلمات، تصاویر ذهنی). مثلاً تکه چوب را اسب فرض می‌کنند (بازی نمادین).

در این مرحله کودک هنوز "عملیات ذهنی" (قوانین منطقی برای ترکیب اطلاعات) را بلد نیست. مثلاً نمی‌تواند مراحل را در ذهن معکوس کند.

صفحه ۱۴۵
[Image of object permanence baby experiment]

تصویر ۳-۶: پایداری شیء. نوزاد وقتی اسباب‌بازی پوشانده می‌شود، فکر می‌کند دیگر وجود ندارد.

عدم نگهداری ذهنی (Conservation):

نگهداری ذهنی یعنی درک اینکه مقدار یک ماده (آب، خمیر) با عوض شدن ظاهرش تغییر نمی‌کند. کودک پیش‌عملیاتی می‌گوید اگر آب را از لیوان پهن به لیوان باریک بریزیم، "زیادتر" می‌شود (چون سطح آب بالاتر می‌آید). او تحت تأثیر برداشت بصری است و نمی‌تواند ابعاد را با هم هماهنگ کند.

آزمایش مهره‌ها: اگر دو ردیف مهره مساوی داشته باشیم و یکی را پخش‌تر کنیم، کودک ۵ ساله می‌گوید ردیف بلندتر مهره بیشتری دارد. اما کودک ۷ ساله (عملیات عینی) می‌فهمد که تعداد تغییر نکرده است.

صفحه ۱۴۶
[Image of conservation task liquid]

تصویر ۷-۳: آزمایش نگهداری ذهنی. کودک ۴ ساله فکر می‌کند لیوان باریک‌تر آب بیشتری دارد.

یکی دیگر از ویژگی‌های مهم مرحله پیش‌عملیاتی، خود-محوری (Egocentrism) است. کودک نمی‌تواند دنیا را از دید دیگران ببیند. او فکر می‌کند همه همان چیزی را می‌بینند که او می‌بیند.

آزمایش کوه‌های سه‌گانه:

ماکتی از سه کوه روی میز است. از کودک می‌خواهند عکسی را انتخاب کند که منظره را از دید عروسکی که طرف دیگر میز نشسته نشان دهد. کودکان زیر ۶ سال معمولاً عکسی را انتخاب می‌کنند که دیدِ خودشان را نشان می‌دهد.

۳. مرحله عملیات عینی (Concrete Operational Stage)

از ۷ تا ۱۲ سالگی. کودکان بر انواع نگهداری ذهنی (مقدار، تعداد، وزن) مسلط می‌شوند. می‌توانند عملیات منطقی انجام دهند، اما فقط در مورد اشیای عینی و واقعی (چیزهایی که با حواس تجربه می‌شوند). مثلاً می‌توانند مسیر خانه دوستشان را یاد بگیرند اما نمی‌توانند کروکی انتزاعی آن را بکشند (کودک ۸ ساله می‌تواند).

صفحه ۱۴۷
[Image of conservation of number coins]

تصویر ۸-۳: نگهداری ذهنی تعداد. کودک خردسال فکر می‌کند ردیف طولانی‌تر مهره‌های بیشتری دارد.

۴. مرحله عملیات صوری (Formal Operational Stage)

از ۱۱ یا ۱۲ سالگی به بعد. تفکر شبیه بزرگسالان می‌شود. فرد می‌تواند به شیوه سمبولیک و انتزاعی استدلال کند.

آزمایش مایع آبی‌رنگ:

چند فلاسک مایع بی‌رنگ به کودک داده می‌شود و گفته می‌شود ترکیب خاصی از آنها مایع آبی می‌سازد.
- کودک عملیات عینی: شانسی مایعات را مخلوط می‌کند.
- نوجوان عملیات صوری: سیستماتیک عمل می‌کند. همه حالت‌های ممکن را در ذهن تصور می‌کند (فلاسک ۱ با ۲، ۱ با ۳، و...) و یکی‌یکی تست می‌کند.

کلمه صوری (Formal) به فرم یا صورت اشاره دارد. نوجوان می‌تواند فرم جمله را جدا از محتوای آن درک کند.

مثال پیاژه: «اگر سرکه خورده شود، ریش بلندتر می‌شود». کودک خردسال می‌خندد و می‌گوید این جوک است (چون با واقعیت نمی‌خواند). اما نوجوان می‌فهمد که "اگر" این فرض درست باشد، "آنگاه" نتیجه منطقی است. این یعنی تفکر فرضی-قیاسی.