صفحه ۱۵۸

نظریه ذهن یا ذهن‌خوانی

بزرگسالان هنگام تفکر و رفتار طوری عمل می‌کنند که گویی آنچه در ذهن دیگران می‌گذرد را فهمیده‌اند. آنها می‌دانند که دیگران هم فکر می‌کنند، باورها و توقعات خودشان را دارند. بسیاری از رفتارهای ما بر درک ما از تفکر دیگران استوار است.

فراشناخت (Metacognition):

«فکر کردن درباره فکر کردن». دانشی که فرد درباره فرایندهای فکری خود، نقاط قوت و ضعف شناخت خود و نحوه نظارت بر عملکرد ذهنی‌اش دارد.

در سال‌های دبستان دانش فراشناختی به سرعت رشد می‌کند. اما مفهوم جذاب‌تری وجود دارد به نام نظریه ذهن (Theory of Mind).

نظریه ذهن یا ذهن‌خوانی عبارت است از توانایی درک افکار و احساسات دیگران؛ توانایی خود را به جای دیگران گذاشتن و درک اینکه مردم چرا کاری را انجام می‌دهند. یکی از آزمایش‌های کلاسیک برای سنجش این توانایی، «آزمون باور غلط» است.

صفحه ۱۵۹

آزمون باور غلط (False-Belief Task)

در همه آزمون‌های باور غلط ماجرایی وجود دارد که کودکِ مورد آزمایش واقعیت را می‌داند، اما شخصیت داستان اطلاعات غلط یا ناقص دارد.

داستان سلی و آن (Sally & Anne)
۱. سلی یک توپ دارد و آن را داخل سبد می‌گذارد.
۲. سلی از اتاق بیرون می‌رود.
۳. آن (Anne) توپ را از سبد برمی‌دارد و داخل جعبه پنهان می‌کند.
۴. حالا سلی برمی‌گردد و توپش را می‌خواهد.
سؤال از کودک: سلی کجا را نگاه خواهد کرد؟ داخل سبد یا داخل جعبه؟
[Image of Sally Anne test diagram]

آزمون باور غلط: سلی نمی‌داند توپ جابجا شده است.

این نشان می‌دهد کودکان پیش‌دبستانی (زیر ۴ سال) هنوز نمی‌فهمند که دیگران ممکن است باورهایی متفاوت با واقعیت داشته باشند.

صفحه ۱۶۰

نظریه ذهن طی مراحلی رشد می‌کند:

حتی قبل از ۲ سالگی هم نشانه‌هایی وجود دارد. وقتی کودک ۱ ساله با انگشت به چیزی اشاره می‌کند تا به بزرگترها نشان دهد، یعنی می‌داند ذهن بزرگترها با ذهن خودش فرق دارد و می‌خواهد توجه آنها را جلب کند.

اوتیسم و نظریه ذهن

یکی از جالب‌ترین کاربردهای این نظریه، مطالعه اوتیسم (Autism) است. کودکان مبتلا به اوتیسم در تبادل اطلاعات با دیگران مشکل دارند.

سایمون بارون-کوهن معتقد است کودکان اوتیستیک تا حد زیادی فاقد نظریه ذهن هستند (ذهن‌کور). آنها نمی‌توانند احساسات، باورها و مقاصد دیگران را بخوانند. به همین دلیل دیگران برای آنها مثل «اشیا» به نظر می‌رسند و رفتارشان عجیب جلوه می‌کند.

تمپل گراندین (دکترای علوم دامی و مبتلا به اوتیسم): «در بچگی مثل حیوانی بودم که هیچ غریزه‌ای برای هدایت نداشت. همیشه مشاهده می‌کردم و سعی می‌کردم رفتار خوب را یاد بگیرم... مثل دانشمندی بودم که می‌خواهد رسم و رسوم بومی‌ها را رمزگشایی کند. می‌خواستم در کارهای همکلاسی‌هایم شرکت کنم اما نمی‌دانستم چگونه.»
صفحه ۱۶۱

رشد اخلاقی

پیاژه علاوه بر رشد فکری، به رشد قضاوت اخلاقی (Moral Judgment) نیز علاقه‌مند بود. او با مشاهده بازی تیله‌بازی کودکان، مراحل درک قوانین را بررسی کرد.

بازی موازی (Parallel Play):

در آغاز دوره پیش‌عملیاتی، کودکان کنار هم بازی می‌کنند اما جدا از هم. هر کس قوانین خودش را دارد و هدف جمعی (برد و باخت) وجود ندارد.

پیاژه این دوره را مرحله پیش‌اخلاقی نامید. کودکان در این مرحله از قوانین آگاه نیستند و فقط برای لذت بازی می‌کنند.

صفحه ۱۶۲

مراحل رشد اخلاقی پیاژه

۱. اخلاق دگرپیرو (Heteronomous Morality) - ۵ تا ۱۰ سالگی

کودکان قوانین را دستورات مقدس، دایمی و غیرقابل تغییر می‌دانند که از طرف "بزرگترها" یا "خدا" آمده است.
ویژگی مهم: قضاوت بر اساس پیامد (نتیجه) است نه نیت.
مثال: کودکی که برای کمک به مادرش ۱۵ لیوان را اشتباهی می‌شکند، "بدتر" از کودکی است که یواشکی می‌خواسته شیرینی بردارد و ۱ لیوان را شکسته است (چون ۱۵ تا بیشتر از ۱ است).

۲. اخلاق خودمختار (Autonomous Morality) - از ۱۰ سالگی به بعد

کودک می‌فهمد قوانین قراردادهای اجتماعی هستند و اگر همه موافق باشند، قابل تغییرند.
ویژگی مهم: قضاوت بر اساس نیت افراد است. مجازات نتیجه انتخاب انسان‌هاست نه قانون الهی. راننده‌ای که برای رساندن بیمار به بیمارستان چراغ قرمز را رد می‌کند، آدم بدی نیست.

صفحه ۱۶۳

رشد اخلاقی کلبرگ (Kohlberg)

لارنس کلبرگ نظریه پیاژه را بسط داد. او به کودکان و نوجوانان داستان‌هایی می‌گفت که در آنها تضاد اخلاقی وجود داشت. معروف‌ترین آنها «داستان هانس و دارو» است.

معمای هانس (Heinz Dilemma)

همسر هانس سرطان دارد و در حال مرگ است. دارویی وجود دارد که می‌تواند او را نجات دهد، اما داروساز شهر آن را ۲۰۰۰ دلار می‌فروشد (در حالی که ساختش ۲۰۰ دلار هزینه دارد). هانس فقط ۱۰۰۰ دلار جمع می‌کند. داروساز حاضر نمی‌شود دارو را ارزان‌تر بدهد یا نسیه بفروشد. هانس شبانه داروخانه را می‌شکند و دارو را برای همسرش می‌دزدد.

سؤال: آیا کار هانس درست بود؟ چرا؟

کلبرگ به "بله" یا "نه" گفتن علاقه نداشت، بلکه به دلیل و استدلال افراد کار داشت. او بر اساس پاسخ‌ها، ۳ سطح اخلاقی (هر کدام دارای ۲ مرحله) معرفی کرد.

صفحه ۱۶۴

سطوح اخلاقی کلبرگ

صفحه ۱۶۵
جدول مرور مفاهیم: مراحل کلبرگ
سطح ۱
پیش‌قراردادی
مرحله ۱: اطاعت و تنبیه (کار غلط = کاری که تنبیه دارد).
مرحله ۲: سود شخصی (کار درست = کاری که برایم فایده دارد).
سطح ۲
قراردادی
مرحله ۳: پسر خوب/دختر خوب (تایید دیگران مهم است).
مرحله ۴: قانون و نظم (اطاعت از قانون وظیفه است).