صفحه ۵۱

ادامه خلاصه فصل

  1. به دست می‌آید (اردوی محیط یا تربیت‌گرایان).
  2. روان‌شناسی علمی در اواخر قرن نوزدهم متولد شد و عقیده داشت که می‌توان با تحلیل علمی، ذهن و رفتار را موضوع تحقیق علمی قرار داد. ویلهلم وونت در ۱۸۷۹ اولین آزمایشگاه علمی برای روان‌شناسی را در دانشگاه لایپزیک آلمان تأسیس کرد.
  3. در قرن بیستم از بین اولین مکاتب روان‌شناختی می‌توان موارد زیر را نام برد: ساخت‌گرایی (تجزیه و تحلیل ساخت‌ها یا سازه‌های ذهنی)، عملکرد یا کنش‌گرایی (اینکه ذهن چگونه کار می‌کند تا انسان‌ها و حیوانات بتوانند با محیط خود سازگار شوند و در آن به عملکردهای طبیعی خود بپردازند)، رفتارگرایی (مطالعه رفتار بدون اشاره به هشیاری)، گشتالت‌گرایی (تأکید روی اشکال منظمی که محرک‌ها و تجربه‌ها را به وجود می‌آورند) و روانکاوی (تأکید بر نقش فرآیندهای ناهشیار در رشد شخصیت و انگیزش انسان).
  4. از تحولات جدیدتر روان‌شناسی قرن بیستم می‌توان نظریه پردازش-اطلاعات، روان‌شناسی زبان و نوروپسیکولوژی را نام برد.
  5. می‌توان از چند زاویه یا دیدگاه به مطالعه روان‌شناسی پرداخت. دیدگاه فیزیولوژیک، اعمال انسان را به رویدادهایی که در داخل بدن روی می‌دهند مخصوصاً به مغز و دستگاه عصبی، ربط می‌دهد. دیدگاه رفتارگرایی تنها فعالیت‌های بیرونی قابل مشاهده و اندازه‌گیری را در نظر می‌گیرد. دیدگاه شناختی به فرآیندهای ذهنی (مثل ادراک، یادآوری، استدلال، تصمیم‌گیری و حل مسأله) و ربط دادن آنها به رفتار می‌پردازد. دیدگاه روانکاوی بر انگیزه‌های ناهشیار تأکید دارد که از غریزه جنسی و غریزه پرخاشگری ریشه می‌گیرند. دیدگاه انتزاعی روی این واقعیت تأکید دارد که مردم دنیای اجتماعی خود را چگونه می‌سازند و چگونه آن را تفسیر می‌کنند. انتظار می‌رود که این ساختن و تفسیر کردن، تحت تأثیر فرهنگ، تجربه‌های شخصی و حالتی از انگیزش که در لحظه خاصی بر فرد مسلط می‌شوند قرار گیرد. می‌توان هر موضوعی را از دو یا چند دیدگاه مورد توجه قرار داد.
  6. دیدگاه فیزیولوژیک با سایر دیدگاه‌ها تفاوت دارد به این صورت که اصول آن تا حدی از فیزیولوژی مشتق شده است. محققانی که رویکرد فیزیولوژیک دارند معمولاً تلاش می‌کنند تا اصول روان‌شناسی را بر اساس اصول فیزیولوژیک توضیح دهند. این کار، تقلیل‌گرایی نامیده می‌شود. پدیده‌های رفتاری بیش از پیش تحت تحلیل روان‌شناختی و بیولوژیک هر دو با هم قرار می‌گیرند و بهتر درک می‌شوند.
  7. از بین زیر مجموعه‌های روان‌شناسی چند مورد از همه مهمتر است: روان‌شناسی فیزیولوژیک، روان‌شناسی آزمایشی، روان‌شناسی رشد، روان‌شناسی شخصیت، روان‌شناسی اجتماعی...
صفحه ۵۲
  1. روان‌شناسی بالینی، روان‌شناسی مشاوره، روان‌شناسی مدرسه، روان‌شناسی پرورشی، روان‌شناسی صنعتی و روان‌شناسی مهندسی. در قرن بیست و یکم بسیاری از حوزه‌های جدید در سطوحی از زیر مجموعه‌های قدیمی روان‌شناسی قرار دارند. بعضی از حوزه‌های جدید عبارتند از: نوروساینس شناختی (از جمله نوروساینس شناختی عاطفی و نوروساینس شناختی اجتماعی)، روان‌شناسی تکاملی، روان‌شناسی فرهنگی و روان‌شناسی مثبت.
  2. برای انجام دادن تحقیقات روان‌شناختی، ابتدا باید فرضیه‌هایی مطرح کرد و بعد، با استفاده از روش علمی به آزمودن آنها پرداخت. در صورت امکان روش آزمایشی ترجیح داده می‌شود زیرا می‌خواهد همه متغیرها (غیر از متغیر مورد مطالعه) را در کنترل داشته باشد و با این کار، فرضیه‌های مطرح شده درباره علت و معلول را امتحان کند. متغیر مستقل متغیری است که آزمایشگر روی آن کنترل دارد و در آن تغییراتی به وجود می‌آورد. متغیر وابسته (یا متغیر تابع)، متغیری است که تحت مطالعه قرار دارد و آزمایشگر می‌خواهد بداند که تغییر در متغیر مستقل در آن تأثیر می‌گذارد یا خیر. در طرح آزمایشی ساده، آزمایشگر متغیر مستقل را دستکاری می‌کند و اثر آن در متغیر وابسته را مورد مشاهده قرار می‌دهد. عنصر مهم در طرح تحقیق آزمایشی، جایگزینی تصادفی شرکت‌کنندگان در گروه‌های مختلف است (گروه کنترل و گروه آزمایشی).
  3. در اکثر آزمایش‌ها، متغیر مستقل واقعیتی است که یا حضور دارد یا غایب است. ساده‌ترین طرح آزمایشی عبارت است از یک گروه آزمایشی (حضور علت فرضی در مورد یک گروه از آزمایش‌شوندگان) و یک گروه کنترل (گروهی که در افراد آن علت فرضی حضور ندارد). اگر تغییر در متغیر مستقل به ایجاد تفاوت بین دو گروه منجر شود (تفاوت معنی‌دار از لحاظ آماری)، نتیجه خواهیم گرفت که دستکاری متغیر مستقل اثر غیر قابل انکار دارد و تفاوت مشاهده شده در اثر عوامل شانسی یا تعداد کمی از موارد بسیار افراطی نیست.
  4. در موقعیت‌هایی که اجرای آزمایش غیر ممکن است می‌توان از روش همبستگی استفاده کرد. این روش مشخص می‌کند که آیا تفاوت که به طور طبیعی روی می‌دهد با تفاوت دیگری که مورد نظر ماست، ارتباط دارد یا خیر. درجه همبستگی بین دو متغیر با ضریب همبستگی مشخص می‌شود که آن را با r نشان می‌دهند. r بین ۱- و ۱+ تغییر می‌کند. عدم حضور رابطه را با صفر نشان می‌دهند. رابطه کامل را با عدد ۱ مشخص می‌کنند. با افزایش r از صفر به سوی ۱ قدرت رابطه مورد نظر بیشتر می‌شود. ضریب همبستگی می‌تواند مثبت یا منفی باشد به این معنا که آیا یک متغیر همراه با افزایش متغیر دیگر افزایش می‌یابد (+) یا کاهش پیدا می‌کند (-).
  5. روش دیگر برای تحقیق استفاده از مشاهده است. در روش مشاهده، مشاهده‌گر موضوع مورد نظر خود را تحت مشاهده قرار می‌دهد. محققان برای مشاهده باید تعلیم دیده باشند و رفتارهای مشاهده شده را با دقت ثبت کنند. می‌توان موضوعاتی را که مشاهده مستقیم آنها دشوار یا غیر ممکن...
صفحه ۵۳
  1. است، به طور غیر مستقیم تحت مشاهده قرار داد. برای این کار از فنون نظرسنجی (پرسشنامه و مصاحبه) یا مطالعات موردی استفاده می‌شود.
  2. اصول اخلاقی حاکم بر رفتار شرکت‌کنندگان عبارتند از کمترین خطر ممکن، رضایت آگاهانه و حق حفظ حریم شخصی. هرگونه اقدامات دردآور یا مضر برای حیوانات باید از این نظر توجیه شود که آیا دانش به دست آمده از آزمایش‌ها ارزش این کارها را دارد؟

پایان فصل اول

تبریک! شما مطالعه فصل اول کتاب زمینه روانشناسی (اتکینسون و هیلگارد) را به پایان رساندید. برای تسلط بیشتر، پیشنهاد می‌شود نکات کلیدی (باکس‌های رنگی) در بخش‌های قبلی را مرور کنید.